قهرمان ميرزا عين السلطنه
1237
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
هيچكس حالى نمىشد مگر لفظ « دد » « 1 » كه معلوم بود تازه گل را مىگويد . شب را آنجا ماندم ، حضرت و الا شميران تشريف بردهاند . خيلى خوش گذشت . حكومت طهران دوشنبه دهم ذيحجه ، 14 درجهء ثور ، دوم مى 1898 ميلادى - ديشب به سلامتى و مباركى ساعت سه از شب گذشته عروس را بردند . ديروز از صبح آنجا بوديم . آقاى عماد السلطنه چند روز هيچ آنجا تشريف نياوردهاند ، با وجودى كه ساز و آوازى نداشتيم فقط به قدر لزوم چراغانى شده بود . قبل از ساعت سه جناب نظام الملك و حاجى صدر السلطنه و وزير نظام ، مدير السلطنه آمدند در بالاخانه خدمت حضرت و الا تشريف بردند . معلوم شد ديروز عصر صدراعظم نظاميه آمده و حكومت طهران را هر قسم بوده قبولانده و دستخط آن غروب صادر شده ، امشب را هم آتشبازى رفته بودند و از آنجا آمدند . تبريك گفته شد . وزير نظام گفت از قدم عروس است . چون اين مطالب هنوز در ايران باقى است . همانطور كه بعد از عقد معزول شد . گفتند از قدم عروس بود . حالا هم به حمد الله از قدم عروس منصوب شد . از همه بيشتر حضرت عليه از اين خبر شاد شدند كه آن گفتگوهاى اول پاك از ميانه رفتند . نظام الملك هم خودش را از قدما مىداند ، يعنى برحسب عادات و رسوم والامنشانه كامل است و اين نوع مطالب را رد و قبول مىكند و اعتقادى دارد . بهرجهت خوب شد . مراسم عروسى بعد از صرف شربت و چاى خود نظام الملك دم اندرون آمده عروس را بيرون آوردند . به كالسكه نشاندند . از همه مزينتر كالسكهء عروس بود كه چهار پنج روز است سر آن زحمت مىكشند . از گل و چراغ و پارچه تزيين كامل داده بودند خيلى باشكوه . نايب و فراشهاى حكومتى هم چراغ بهدست گرفته بودند . محمد حسن ميرزا سوار شده همراه عروس رفت . قريب بيست كالسكه دنبال عروس بود . من و افخم الدوله هم كالسكهء خودمان را سوار شده « انكوّنو » رفتيم در ميدان توپخانه . از راه ديگر رفته منتظر تماشا شديم . موزيكانچى و نقارهچى را در جلوى شمس العماره نگاه داشته بودند . از آنجا با ساز بردند . جمعيت در خيابان فراوان بود . آمده گذشتند . از پشت خانهء ظل السلطان جلوى نظاميه رفتيم . عروس را از خيابان چراغگاز بردند . جلوى نظاميه از زن و مرد
--> ( 1 ) - مقصود « دده » است .